گزارشی از وضعیت زندان قزلحصار و زندانیان سیاسی پس از حمله ۴ مرداد ۱۴۰۴ تا ۱۴ اوت ۲۰۲۵

مقدمه

زندان قزل‌حصار، با تاریخچه‌ای طولانی از سرکوب، یکی از نمادهای سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفان سیاسی است. همچنین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین زندان‌های ایران، به‌ویژه محل نگهداری زندانیان سیاسی، طی سالیان گذشته بارها شاهد نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب سیستماتیک بوده است.
در زندان قزلحصار مسولین زندان هر روزه زندانیان را مورد حمله و توهین قرار داده اند و فایل صوتی زیر که به دست کمیته آزادی زندانیان سیاسی رسیده است تنها یک نمونه از فشار بر و شکنجه زندانیان سیاسی در قزلحصار میباشد.

https://youtu.be/R5wOPMoZ9no?feature=shared

آنچه در ۴ مرداد ۱۴۰۴ رخ داد، تنها یک حادثه نبود؛ بلکه بخشی از یک عملیات سازمان‌یافته برای درهم شکستن مقاومت زندانیان سیاسی و شدت این سرکوب ها بود. این گزارش بر اساس اطلاعات موثق از شاهدان، نامه‌های زندانیان، بیانیه‌های حقوق بشری و گزارش‌های بین‌المللی، وضعیت زندان و شرایط زندانیان را از روز حمله ۴ مرداد تا امروز ترسیم می کند.

۱. بامداد وحشت – حمله ۴ مرداد ۱۴۰۴ یورش سازمان یافته به بند سیاسی

ساعت هنوز به سپیده‌دم نرسیده بود که صدای فریاد و کوبیدن درها در سالن ۴ زندان قزل‌حصار پیچید. بیش از ۱۰۰ مأمور گارد ویژه، با دستور مستقیم الله‌کرم عزیزی (رئیس زندان) و معاونانش حسن قبادی و اسماعیل فرج‌نژاد، به بند زندانیان سیاسی یورش بردند.
صحنه‌ای که شاهدان توصیف کرده‌اند، بیش از آنکه به یک «بازرسی» شباهت داشته باشد، به عملیات نظامی علیه یک دشمن مسلح شبیه بود:
• زندانیان با دست‌بند و پابند و کیسه سیاه بر سر، بر زمین کشیده شدند.
• شوکرهای برقی و باتوم‌ها بی‌وقفه بر بدنشان فرود می‌آمد.
• برخی از آنان نیمه‌بیهوش به سلول‌های انفرادی یا مکان‌های نامعلوم برده شدند.

هدف اصلی، به گفته زندانیان سیاسی، انهدام کامل بند سیاسی و خاموش کردن کمپین «سه‌شنبه‌ها، نه به اعدام» بود؛ کارزاری که از ژانویه ۲۰۲۴ در بیش از ۳۶ زندان ایران جریان داشت. این حمله وحشیانه نشان‌دهنده وحشت رژیم از سه‌شنبه‌های نه به اعدام است.
شاهدان و منابع داخلی تأکید کرده‌اند که این یورش نه یک درگیری موردی، بلکه یک اقدام برنامه‌ریزی‌شده با دستور مقامات بالاتر بوده است.

اعدام شتاب‌زده و تبعید زندانیان

تبعید و انفرادی – سرنوشت سعید ماسوری

سعید ماسوری، که بیش از دو دهه در زندان است، پس از حمله ۴ مرداد به زندان زاهدان تبعید شد. نامه‌اش از قزل‌حصار نشان می‌دهد که «انتقال» در این سیستم، اسم دیگری برای «آدم‌ربایی» است:

«نه ترسی از جابه‌جایی دارم و نه توهمی که بتوانم جلوی این کار را بگیرم… اما اجازه نمی‌دهم قتل‌عامی مثل سال ۶۷ در سکوت رخ دهد… آری، بگذار جهان بداند که جنایتی در حال وقوع است.»

قطع ارتباط و افزایش فشار
بعد از یورش، قزل‌حصار به سیاه‌چال بی‌صدا تبدیل شد:
تماس تلفنی، ملاقات حضوری و ارتباط با وکیل کاملاً قطع گردید.
• مدت انفرادی‌ها طولانی‌تر و فشار روانی و جسمی شدیدتر شد.
اعضای کمپین «سه‌شنبه‌ها، نه به اعدام» دست به اعتصاب غذا زدند. بر اساس آمار، از آغاز مرداد تا اواسط اوت، بیش از ۱۱۰ اعدام در ایران اجرا شد.

بر اساس گزارش‌ کمیته آزادی زندانیان سیاسی، در هفته ۸۱ این کمپین (اوت ۲۰۲۵)، از آغاز مرداد تاکنون بیش از ۱۱۰ زندانی در سراسر ایران اعدام شده‌اند، که بخشی از آن به حوادث قزل‌حصار مربوط می‌شود.

یک روز پس از یورش، شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، دو زندانی سیاسی بهروز احسانی اسلام‌لو و مهدی حسنی بدون اطلاع خانواده و بدون امکان ملاقات آخر، اعدام شدند. پیکر آنها به سرعت و بدون مراسم دفن گردید.
این اعدام‌ها، بدون اطلاع وکیل و خانواده، نقض آشکار حق حیات و دادرسی عادلانه بود.

داستانی که نباید خاموش شود – مهدی حسنی

مهدی حسنی، ۴۸ ساله، پدر سه فرزند، به طنز و شوخ‌طبعی‌اش معروف بود. حتی در تاریک‌ترین لحظات، لبخندش مثل چراغی کوچک در دل زندان روشن می‌ماند.
او ماه‌ها در سلول انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین، بدون تماس با خانواده و وکیل، زیر فشار شکنجه و تهدید، مجبور به اعتراف اجباری شد. زخم گردن و زانویش یادگار همان روزها بود.
شب آتش‌سوزی اوین، وقتی دود نفس‌ها را بند آورده بود و ترس همه جا را گرفته بود، مهدی با صدایی بلند گفت:
«دیدن سردمون شده، آتیش زدن که گرم‌تر بشیم!»
خنده کوتاه زندانیان، در میان وحشت، نشان می‌داد که حتی در جهنم هم می‌توان جرقه‌ای امید داشت.
حکم اعدامش در شهریور ۱۴۰۳، توسط قاضی ایمان افشاری، بدون هیچ مدرک معتبر صادر شد. سه بار درخواست اعاده دادرسی داد، اما حتی یک بار هم پرونده‌اش را درست نخواندند.

انتقال مشکوک و ناپدیدسازی پنج زندانی (۱۲ اوت ۲۰۲۵)

روز ۱۲ اوت ۲۰۲۵، پنج زندانی در صف اعدام—وحید بانی‌آمریان، پویا قوبادی، اکبر (شاهرخ) دانش‌ورکار، بابک علی‌پور و محمد تقوی—به‌طور ناگهانی به مکان نامعلومی منتقل شدند.
• مسئولان زندان قزل‌حصار وجود این افراد در زندان را انکار کردند.
• خانواده‌ها و سازمان‌های حقوق بشر هشدار دادند که این انتقال می‌تواند مقدمه اعدام فوری یا بدرفتاری شدید باشد.
• سازمان‌هایی مانند عفو بین‌الملل، این اقدامات را ناپدیدسازی قهری خوانده و آن را ناقض قوانین بین‌المللی حقوق بشر دانسته‌اند.

زمینه فشار گسترده‌تر و پیامدهای حمله اسرائیل به اوین
این سرکوب‌ها در بستر فضای امنیتی پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ رخ داده است:
• تعدادی از زندانیان سیاسی از اوین به زندان‌های قزل‌حصار، فشافویه و قرچک منتقل شدند.
• گزارش‌ها نشان می‌دهد که شرایط نگهداری در این زندان‌ها بسیار بدتر از اوین است: کمبود تخت، آلودگی محیط، وضعیت بهداشتی فاجعه‌بار و ناپدید شدن برخی زندانیان.
• زندانیان منتقل‌شده به شکل تحقیرآمیز و مانند اسرای جنگی با دستبند و پایبند دو به دو زنجیر شده‌اند.
نتیجه گیری:

حمله ۴ مرداد به قزل‌حصار تنها یک یورش نبود؛ یک پیام بود:
هر صدایی که در زندان علیه اعدام و سرکوب بلند شود، یا به انفرادی می‌رود، یا به پای چوبه دار.

اما روایت‌هایی مثل صدای خنده مهدی حسنی در شب دود و آتش، یا ایستادگی سعید ماسوری برای هشدار به جهان، نشان می‌دهد که حتی پشت بلندترین دیوارها، اراده مقاومت خاموش نمی‌شود.
کمیته آزادی زندانیان سیاسی از تمام آزادیخواهان دعوت میکند تا با اعتراضات در داخل ایران و فشار بر سازمانهای جهانی و دولت‌های در سطح بین‌المللی، تلاش برای آزادی زندانیان سياسی را وسیعتر کنیم.

گزارشی از : یسرا معاذی نژاد