ایران سخت تشنه آزادی است. به قلم هاشم خواستار از زندان وکیل‌آباد مشهد

قسمت اول

انسانی که وارد بازداشتگاه اطلاعات میشود، صاحب گنج شده، و هرچه در اطلاعات بیشتر مانده و بیشتر بازجویی شود، بر این گنج افزوده میگردد. اگر فرد این گنج را به ملت عرضه نکند، با خود به گور برده، و گنج به این گرانبهایی را نابود میکند. من از آنهایی هستم که این گنج را تمام و کمال به ملت قهرمان ایران هدیه میکنم که ایران سخت تشنه آزادی ست.

۱_ در روز اول بازجویی که گفتند چشم بندت را بردار، در اتاق بازجویی دو نفر را دیدم؛ یکی حدوداً ۳۰ ساله و دیگری ۵۵ ساله که بعداً فهمیدم اولی بازجویم، و دومی معاون امنیتی اطلاعات است. آقای معاون بی مقدمه گفت: آقای خواستار شروع کن. گفتم: شما شروع کنید! گفت؛ نه شما شروع کنید. گفتم: چرا جمهوری اسلامی به این روز سیاه افتاده؟ گفت: نظام تثبیت شده و مشکلی ندارد. با تعجب پرسیدم؛ نظام تثبیت شده؟!! بله! فوراً به خود آمدم که اگر این حرف را نزنند و نگویند که انشاالله بز است (اشاره به داستان گرگ و خر عزیز نسین) باید خودکشی کنند. ایران سخت تشنه آزادی است.

۲_ بچه بازجو در تمام جلسات بازجویی با نشان دادن فیلم و جزوه و نمودار تنها دموکراسی را تخریب می کرد. در سکوت مرگبار اطلاعات القاء میکرد که دموکراسی خوب نیست، و به خیال خود مرا شستشوی مغزی میداد. نشان میداد که آدم ها در خیابان های شهر سانفرانسیسکو مدفوع کرده اند. تن فروشی در ویترین مغازه های هلند را نشان می داد. زنان همجنسگرا و پسرهای دبیرستانی که آشکارا می‌گفتند رابطه جنسی داشته اند. در سوئد تنها ۹ خانواده همه کاره هستند و…. جالبتر از همه اینکه جناب آقای معاون که گفت رئیس جمهور فرانسه به خاطر تظاهرات ممتد جلیقه زردها گفته دموکراسی ما کامل نیست، و زمانی که خانم رجوی در فرانسه بازداشت شد، در دادگاه به او گفتند قانون است که باید متهم در دادگاه بی‌حجاب باشد، تا به اتهامش رسیدگی شود، و خانم رجوی اجباراً کشف حجاب میکند. این گفته معاون در مورد کشف حجاب خانم رجوی کاملا دروغ و بی اساس بود. گفتم جناب آقای معاون، برای مردم فرانسه راه باز است که نمایندگانشان را قانع و یا نمایندگان به مجلس بفرستند که حجاب را اختیاری کرده و همین نمایندگان می‌توانند نوع حکومت شان را تغییر و از جمهوری به جمهوری سوسیالیستی، فدرال، دموکراتیک، و حتی اسلامی و پادشاهی تبدیل کنند، که از بینی کسی هم خون نیاید. بفرمائید مردم ایران برای اختیاری کردن حجاب و تغییر نوع حکومت از جمهوری اسلامی به جمهوری ایرانی، چه کار باید بکنند؟!! قوانین بشری همیشه سیال و با زمان و مکان در حال تغییر است، ولی قوانین الهی در تمام شرایط زمانی و مکانی ثابت و غیر قابل تغییر است. آیا برای مردم ایران راهی به جز انقلاب باقی می ماند که حکومت شان را تغییر دهند؟ مردم ایران امروز تماشاگر فروپاشی فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی، و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که به زودی فروپاشی نظام نیز صورت گرفته و با تشکیل مجلس موسسان نوع جمهوری را مشخص خواهند کرد. ایران سخت تشنه آزادی است.

۳_ در بازداشتگاه اطلاعات همان شب اول، سلول مرا تغییر دادند که نزدیک دوستان نباشم اما یک بار صدای فریاد آقای نوری زاد را شنیدم که گفت؛ شاهد باشید بازجویم گفته حکم من اعدام است. فوراً به در نزدیک شده و خطاب به اقای نوریزاد داد زدم؛ آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. بازجوی من هم گفته که از نظر او حکم من اعدام است. گذشت آن زمانی که صد نفر صد نفر برده و اعدام می کردند. ایران سخت تشنه آزادی است.

۴ _ به خاطر حرف‌های بی‌حساب بچه بازجو که به من درس فاشیسم دینی میداد، چنان عصبی میشدم که در اثر فشارهای عصبی اسهال میشدم و ناچار در سلول انفرادی خودم را روان درمانی میکردم. به خود نهیب میزدم که از اینها چه توقعی داری؟ چه تعهد و مسئولیت و سوادی دادند که بدانند بانی اعتیاد، طلاق، فحشا، دزدی، رشوه، تورم، گرانی، بیکاری، اعدام، پر شدن زندان‌ها و… حکومت است؟!! این‌ها می‌گویند؛ ما چیکار کنیم که مردم بد شده‌اند و خلاف می کنند؟ خلاف نکنند، تا اعدام نشده، و زندان ها پر نشود. با فقر بسازند و بسوزند در عوض به بهشت می‌روند! اما میدانم که اکثر اینها حرف هایم را می فهمند و به اباطیل شان ادامه می دهند و به قول مشهور با چراغ روشن به دزدی می روند. اینها نان همین حرف ها را می‌خورند. خر عیسی گرش به مکه برند، چون بیاید هنوز خر باشد. ایران سخت تشنه آزادی است.

۵_ دو بار نوشت آخرین کتابی که خوانده ای چه نام دارد؟ من هم هر دو بار نوشتم؛ کتابی درباره شاعر معاصر ترکیه (ناظم حکمت) که چون بازداشت و زندان می‌شود به خانواده‌اش می‌گوید؛ به زودی آزاد می‌شوم و این به زودی ۱۳ سال طول می کشد. آزادی از تمام دستاوردهای بشری گرانبهاتر و ارزشمندتر است.

۶_ بچه بازجو نوشت؛ بیشتر کتاب میخوانی یا از شبکه های مجازی استفاده میکنی؟ نوشتم بیشتر کتاب میخوانم! به این می گویند؛ استبداد عریان، دیکتاتوری عریان، سانسور عریان، خفقان عریان، انگیزاسیون و یا همان تفتیش عقاید عریان قرون وسطی… شرم بر شما باد که روی ساواک رژیم شاه را سفید کرده اید. ایران سخت تشنه آزادی است.

۷_ برایم فیلم نشان داد که در اربعین حسینی چند میلیون ایرانی به کربلا رفته اند. به او گفتم؛ پدر و پدربزرگ و سایر هم ولایتی هایم از روستای چهکند مود بیرجند در ۶۵ سال پیش به کربلا رفتند. اتفاقاً مرا که بچه ۴ ساله ای بیش نبودم را نیز می خواستند با خود به کربلا ببرند که خانم محترمی به نام بی بی طاهره راتقی مانع می شود. این چه ربطی به حکومت وقت دارد؟ سرمایه هایی که باید کارخانه و بیمارستان و مدرسه و جاده و …. شود، در چه راه هایی هزینه می شود؟!!! به این عوامفریبی عریان می گویند، که نام دیگرش “خریت” است. ایران سخت تشنه آزادی است.

۸ _ به بچه باز جو گفتم؛ اندیشه آزادی خواهی زندانی در زندان با سرعت نور و در بیرون از زندان با سرعت باد و صوت منتشر می شود… بچه بازجو…! انعکاس فریاد زندانیان را در تجمعات مردمی و معلمان میشنوی؟ زندانی سیاسی آزاد باید گردد، از خراسان تا تهران معلمان در زندان، معلم زندانی آزاد باید گردد …. عاشقان راه آزادی پروازتان بلند و بلندتر ، ما زندانیان فریادها و صدای بال زدن هایتان را به زیبایی می شنویم. نغمه های آزادی برای کاوه هاست ، قلبهای ضحاک و ضحاکیان سیاه و بر دلهای آنها ‌نمی نشیند، و برای آن‌ها گوش خراش است. گفتم : مرا از زندان نترسانید! من فرزند مادری هستم که در سن ۸۷ سالگی به مادرم گفتم که فرزندانتان افتخار می کنند که نزد آنها باشید. شب های بلند زمستان را چگونه تک و تنها در روستا صبح می کنید؟ مادرم می گفت؛ خانه خودم را دوست دارم حوصله ام که سر رود قابلمه را برمیدارم و می زنم و می خوانم. مادرم در سال ۸۸ که در زندان به دیدنم آمد، گفت؛ همین زندان برایت بهتر است. بیرون خیلی بکش بکش است، و تو سر جایت نمی نشینی و کار دستت میدهی… به بچه بازجو گفتم؛ هر حکمی میخواهید بدهید. از برازجان تا اردبیل، از خراسان تا کردستان، به هر زندانی خواستید، بفرستید. ایران سخت تشنه آزادی است.

۹_ آهای بچه بازجو ها و …. تفاوت بسیار است بین دموکراسی و فاشیسم دینی که شما به دروغ نام “دموکراسی دینی” بر آن گذاشته‌اید. دو چوپان در دو روستای متفاوت به هر کدام ۳۰۰ گوسفند تحویل میدهند، بعد از یک سال، دموکراسی ما بیش از هزار گوسفند تحویل می دهد. (تعدادی دو قلو و سالی دو بار می زایند) درحالیکه کسی نمیداند چوپان ما چه دینی دارد، ولی دموکراسی دینی شما دویست گوسفند هم تحویل نمی‌دهد، درحالی‌که چوپان شما همیشه در حال نماز و روزه بوده است. یادتان باشد در فیزیک یک اصل به نام کنش و واکنش داریم و در جامعه شناسی؛ تندروی، تندروی می آورد. ایران سخت تشنه آزادی است.

۱۰_به هم بندیم آقای کمال جعفری که به مرخصی می رفت، گفتم؛ چو گذر کردی از این کویر وحشت، به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را… و به آنهایی که نان را به نرخ روز می‌خورند و فقط در فکر پر کردن توالت هستند، بگو؛ حسرت نبرم به خواب آن مرداب، کارام درون دشت شب خفته است. دریایم و باکم نیست از طوفان، دریا همه عمر خوابش آشفته است. این شعر را بارها برای بچه بازجویم نیز خواندم. ایران سخت تشنه آزادی است.

بند ۶/۱ زندان وکیل آباد مشهد
نماینده معلمان آزاده ایران
هاشم خواستار / بهمن ۱۴۰۰